این روزها ناترازی برق به یکی از اصلیترین دغدغههای اقتصادی کشور تبدیل شده و صنعت فولاد ایران بیش از هر بخش دیگری از این بحران آسیب دیده است. واقعیت این است که برق نیست و یکی از دلایل ریشهای آن را میتوان وابستگی ۹۷ درصدی ایران به گاز برای تولید برق مطرح کرد. این وابستگی ساختاری، این روزها به گرهای بزرگ تبدیل شده است؛ چراکه بخش گاز نیز با ناترازی فزاینده روبروست. برآوردها نشان میدهد ناترازی گاز در سالهای آینده تشدید خواهد شد. در حالی که هماکنون نیز نیروگاههای کشور با کمبود سوخت مواجهاند و امکان توسعه نیروگاههای جدید گازی به دلیل کمبود گاز وجود ندارد.
صنعت فولاد که در دهههای اخیر بر پایه گاز ارزان و دردسترس توسعه یافته و عمدتا از مسیر احیای مستقیم (آهن اسفنجی) وارد زنجیره تولید شده، اکنون گرفتار کمبود همزمان گاز و برق است. بر اساس برآوردهای رسمی، اگر کل ظرفیت زنجیره فولاد در سال ۱۴۰۲ بهطور کامل فعال بود، به ۹۳۴۰ مگاوات برق نیاز داشت اما در عمل تنها ۶۴۰۹ مگاوات تمین شده است. به عبارت دیگر، ناترازی حدود ۲۹۰۰ مگاواتی باعث شد بسیاری از خطوط تولید با کاهش یا توقف مواجه شوند. نتیجه این ناترازی در آمار تولید نیز کاملا مشهود بوده و تنها ۳۰/۲ میلیون تن فولاد خام در سال ۱۴۰۲ تولید شده است. در حالی که ظرفیت نصبشده کشور بیش از ۴۵ میلیون تن برآورد میشود. این به معنای اتلاف ظرفیت سرمایهگذاریشده، افزایش هزینه تمامشده تولید، کاهش سهم بازارهای صادراتی و تهدید موقعیت رقابتی ایران در بازار جهانی فولاد است.

چشمانداز صنعت نیز وضعیت بهتری ندارد. بر اساس پیشبینیها، در افق ۱۴۱۰ قرار است ۶۵ میلیون تن فولاد خام تولید شود که نیاز به بیش از ۶۴۰۰ مگاوات برق اضافه دارد. این در حالی است که زیرساختهای تامین انرژی کشور نهتنها پاسخگوی رشد نیستند، بلکه حتی تامین نیاز فعلی را نیز با چالش روبهرو کردهاند. از سوی دیگر، توسعه انرژیهای تجدیدپذیر مانند خورشید نیازمند سرمایهگذاری سنگین است. به عنوان مثال، احداث ۵۰ نیروگاه خورشیدی ۱۰۰ مگاواتی، به حداقل ۳ تا ۵ میلیارد دلار سرمایهگذاری خارجی یا داخلی نیاز دارد. در شرایط کنونی اقتصادی و تحریمی کشور، تامین این میزان سرمایه بعید به نظر میرسد. در چنین شرایطی، تنوعبخشی به روشهای تولید فولاد اهمیت دوچندان مییابد. افزایش استفاده از قراضه بهجای سنگآهن و رشد سهم فناوری کورهبلند در زنجیره تولید میتواند مصرف گاز و برق را بهطور قابل توجهی کاهش دهد. این رویکرد نهتنها باعث کاهش فشار بر شبکه انرژی کشور میشود، بلکه وابستگی شدید صنعت فولاد به گاز و برق را نیز تعدیل میکند. به این ترتیب، صنعت فولاد به سمت مدلی پایدارتر و مقاومتر در برابر بحرانهای انرژی حرکت خواهد کرد.
اصرار بر ادامه توسعه ظرفیت فولاد، بدون توجه به محدودیتهای جدی انرژی، تصمیمی پرریسک و حتی زیانبار است. سیاستگذاران باید واقعبینانه به این مساله نگاه کنند و بهجای دنبالکردن افزایش تولید به هر قیمت، مسیر را به سمت کاهش ظرفیت، بهینهسازی مصرف، تغییر فناوریهای تولید و کاهش وابستگی به گاز و برق سوق دهند. آینده صنعت فولاد در گروی بازنگری جدی در مدل توسعه آن است؛ مدلی که اگر تغییر نکند، جایگاه ما در بازارهای جهانی را تهدید خواهد کرد و باعث ورشکستگی گسترده در داخل خواهد شد.
اندیشکده پیشرفت صنعتی ایران (پیشران)، پژوهشهای متعددی را در زمینه صنعت فولاد و تامین انرژی این صنعت انجام داده است. در صورت تمایل میتوانید سیاستنامههای مرتبط با این موضوع را از طریق لینکهای زیر به طور کامل و رایگان دانلود کنید:
- مقایسه فنی و اقتصادی نیروگاه زغالسنگ و سیکل ترکیبی با سوخت گاز به منظور تامین انرژی صنایع
- امکانسنجی اقتصادی نیروگاه زغالسنگ و سیکل ترکیبی با سوخت گاز
- بررسی تابآوری صنایع فولادی در برابر کاهش یارانه انرژی
- بررسی تعرفههای قیمتی انرژی در صنایع فولاد
از دیگر یادداشتهای تحلیلی اندیشکده پیشران در حوزه فولاد میتوان به عناوین زیر اشاره کرد:

