صنعت برق به عنوان موتور اصلی رشد و توسعه اقتصادی کشور معرفی شده است. توسعه سایر بخشهای اقتصادی بدون سرمایهگذاری مناسب در صنعت برق عملا ممکن نیست. لذا تامین برق جهت رشد اقتصادی کشور ضروری است و عدم تامین برق موجب عدم جذب سرمایهگذار داخلی و خارجی میشود. این مسئله، محدودیت تولید را به همراه خواهد داشت که نتیجه آن، کاهش رشد نرخ اقتصادی، افزایش تورم، رشد بیکاری و غیره است.
بیش از ۹۰ درصد برق تولیدی کشور وابسته به سوخت گاز است. این وابستگی شدید به گاز موجب ناترازی برق در تابستان و ناترازی گاز میشود. کمبود برق و گاز امروز سبب شده است هم بازارهای بینالمللی از دست برود، هم تولید ناخالص داخلی کاهش یابد. همچنین رشد ۸ درصدی سالانه اقتصاد کشور که در برنامه هفتم پیشرفت هدفگذاری شده است، عملا با توجه به ناترازی برق و گاز به دلیل عدم تامین انرژی مورد نیاز صنایع بزرگ و کوچک، ممکن نخواهد بود.
برای مقابله با این چالشها، نیاز است که کشور به طور جدی به دنبال راهکارهای پایدار و عملی باشد. مدیریت مصرف و افزایش بهرهوری انرژی در بخش صنعت و خانگی هر چند میتواند بر کاهش فشار بر منابع برق در کوتاهمدت کمک کند، اما با توجه به توسعه صنعت، رشد حضور فناوریهای الکتریکی در کشور، افزایش استفاده از وسایل برقی، الکتریکی شدن حمل و نقل و استفاده از خودروهای برقی در بلندمدت، تنها با افزایش توان تولید برق، میتوان این افزایش تقاضا در برق را تامین کرد. از راهکارهای موجود برای افزایش توان تولیدی برق، میتوان به احداث نیروگاه زغالسنگ و تبدیل نیروگاههای گازی به سیکل ترکیبی (عملا به دلیل ناترازی گاز امکان احداث نیروگاه سیکل ترکیبی جدید وجود ندارد) اشاره کرد.
به دلیل دسترسی آسان و یارانه دولتی سوخت گاز، عملا امکان رقابت سایر نیروگاهها با نیروگاههایی که از سوخت گاز استفاده میکنند، وجود ندارد. از این رو با توجه به ماده (۱۰) قانون مانعزدایی از توسعه صنعت برق کشور، با حذف تدریجی قیمتگذاری انرژی و انتقال تمام یارانهها به انتهای زنجیره، زمینه رقابت سایر نیروگاهها با نیروگاههای گاز پایه ایجاد میشود اما باید توجه داشت احداث نیروگاه جدید زغالسنگ علیرغم حذف یارانه سوخت و افزایش قیمت سوخت برای نیروگاههای سیکل ترکیبی با سوخت گاز، همچنان با چالشهایی از جمله فناوری ساخت (ایران در زمینه سیکل ترکیبی به یک بلوغ کاملی رسیده است)، هزینه بالای سرمایهگذاری اولیه، آلودگی بالا، مصرف و برداشت آب بالا نسبت به نیروگاه سیکل ترکیبی، دسترسی به منابع، امکان واردات و حملونقل زغالسنگ حرارتی روبهرو است.
از طرفی نیروگاههای گازی نیز راهاندازی سریعی دارند و برای بار پیک مناسب هستند در نتیجه نمیتوان با تبدیل همه نیروگاههای گازی به سیکل ترکیبی مشکل را حل نمود. پس باید بین این دو راهکار به یک نقطه تعادل رسید تا علاوه بر جبران کسری برق، در مصرف سوخت گاز صرفهجویی شود و توان تولیدی برق نیز افزایش یابد.
اندیشکده پیشرفت صنعتی ایران (پیشران)، طی یک پژوهش و در قالب یک سیاستنامه، به مقایسه فنی و اقتصادی نیروگاه زغالسنگ و سیکل ترکیبی در تامین انرژی صنایع پرداخته است. شما میتوانید متن کامل این پژوهش را به صورت فایل PDF از لینک زیر دریافت کنید.
اگر به مطالعه بیشتر در رابطه با این موضوع علاقه دارید، نگاهی به یادداشت تحلیلی زیر بیاندازید:

