این مطالعه نشان میدهد که تقاضای مس از گذار انرژی تا سال ۲۰۳۵ به شدت افزایش خواهد یافت. این تشدید چشمگیر خیلی قبل از سال ۲۰۵۰ رخ میدهد علاوه بر این مصرف سنتی مس نیز تا سال ۲۰۵۰ همچنان روند افزایش خواهد داشت. درنتیجه برای دستیابی به سیاستگذاریهای محلی اعلام شده در خصوص گذار انرژی، نیاز به افزایش سریع و عظیم عرضه مس، بسیار بیشتر از آنچه که در هر طرح خصوصی یا عمومی مطرح میشود، است. رشد تقاضای مس مرتبط با گذار انرژی به ویژه در ایالات متحده، چین و اروپا مشهود خواهد بود.
همچنین هند رشد تقاضای مس قوی را نشان خواهد داد، البته افزایش تقاضای مس در هند بیشتر از کاربردهای سنتی مس خواهد بود. به طور کلی میتوان گفت افزایش تقاضا به ویژه در دهه آینده چالش برانگیز خواهد بود. پیشبینی میشود تقاضای جهانی مس تصفیه شده از کمی بیش از ۲۵ میلیون تن در سال ۲۰۲۱ به نزدیک به ۴۹ میلیون تن در سال ۲۰۳۵ برسد و فناوریهای مرتبط با گذار انرژی حدود نیمی از رشد تقاضا را تشکیل خواهند داد. دنیا هرگز در چنین بازه زمانی کوتاهی، این مقدار مس تولید نکرده است.
این مطالعه در سمت عرضه، دو دیدگاه از آینده را ارائه میدهد:
- سناریوی بلندپروازانه، که مبتنی بر فرضیات بسیار خوشبینانه در مورد پیشرفت در بازیافت و استفاده از ظرفیت معادن و پالایشگاهها و افزایش بهرهوری و نرخ بهرهبرداری است
- سناریوی جاده سنگی، که مبتنی بر ادامه روند چند سال اخیر در بازیافت و نرخ استفاده از ظرفیتها است.
سناریوی بلندپروازانه فرض میکند که افزایش تقاضا با نرخهای بیسابقه استفاده از ظرفیت معادن مس و افزایش نرخ بازیافت، همزمان خواهد شد، اما حتی مجموع این پیشرفتها در افزایش عرضه برای پر کردن شکاف بین عرضه و تقاضا کافی نخواهد بود. در سناریوی جاده سنگی، این شکاف بسیار بیشتر و زودتر نمایان خواهد شد. در شکل زیر نمودار تعادل بازار جهانی مس تا سال ۲۰۵۰ بر اساس سناریوی بلند پروآزانه و سناریوی جاده سنگی نشان داده شده است.

این مطالعه نشان میدهد که کمبود عرضه مس از سال ۲۰۲۵ شروع میشود و تا دهه بعد ادامه مییابد. در سناریوی بلند پروازانه، به احتمال زیاد در دهه ۲۰۴۰ مازاد عرضه ظاهر میشود زیرا تقاضای مس برای گذار انرژی کاهش مییابد و نرخ تولید ثانویه یعنی پالایش مس بازیافتی، افزایش مییابد. اگر نرخ استفاده از ظرفیت و بازیافت بهبود نیابد و نرخ میانگین خود را در دهه گذشته، ادامه دهند (بر اساس پیشبینی سناریوی جاده سنگی) مازاد عرضه ایجاد نمیشوند؛ بلکه شکاف بین عرضه و تقاضا بسیار شدیدتر خواهد بود و تا سال ۲۰۵۰ ادامه خواهد داشت.
اگر شکاف قابل توجه بین تقاضا و عرضه بسته نشود، به ویژه بین سالهای ۲۰۲۵ تا ۲۰۳۵، دستیابی به هدف انتشار خالص کربن صفر در سال ۲۰۵۰، به سالهای بعدی موکول خواهد شد. این چالش، مسائل مخاطرهآمیز ژئوپلیتیک، تجاری و اقتصادی کشورها را بهطور فزایندهای پیچیدهتر خواهد کرد.
در دوره افزایش تقاضا، قیمتها افزایش مییابد که محرکی برای سرمایهگذاری است. درحالیکه قیمت یک انگیزه قابل توجه است، ملاحظات دیگری نیز وجود دارد که بر سرعت سرمایهگذاری تأثیر میگذارد. این ملاحظات شامل فقدان فرصتهای واقعی توسعه و همچنین مسائل زیستمحیطی، مجوز اجتماعی برای فعالیت، روابط با جوامع محلی و دسترسی مکانی است. چالش حاصل برای همه بازیگران درگیر در گذار انرژی، مدیریت اولویتهای گاهاً رقیب و اغلب متناقض خواهد بود.
برای دستیابی به انتشار خالص کربن صفر تا سال ۲۰۵۰ احتمالا به نوآوریهای عمده در فناوری و رویکردهای سیاسی نیاز خواهد بود. از جمله مواردی که سرمایهگذاری بلندمدت را تشویق میکند، زیرا هیچ راهی برای جلوگیری از کمبود پیشبینیشده در مس بدون انجام اقداماتی برای افزایش عرضه وجود ندارد.
اندیشکده پیشرفت صنعتی ایران، سیاستنامههای متعددی را در حوزه صنایع معدنی برای وزارت صنعت، معدن و تجارت تدوین کرده است که با مراجعه به صفحه «سیاستنامهها» (+) میتوانید آنها را مطالعه و به طور رایگان دانلود کنید. برخی از سیاستنامههای پیشران در حوزه صنعت مس کشور عبارت هستند از:

