یک جنگنده بر فراز یک کارخانه تولید فولاد - تاب آوری اقتصادی و امنیتی صنعت فولاد - یادداشت تحلیلی پیشران

درگیری‌های اخیر ایران و اسرائیل، همراه با بحران ناترازی انرژی، بار دیگر نشان داد که صنعت فولاد کشور نیازمند تحولی اساسی و راهبردی است. هم‌اکنون سالانه بیش از ۲/۵ میلیارد دلار یارانه انرژی به صنعت فولاد اختصاص می‌یابد؛ یارانه‌ای سنگین که در شرایط فعلی کشور نه تنها توجیه اقتصادی ندارد، بلکه از منظر امنیتی و راهبردی نیز آسیب‌پذیر است. در شرایطی که کشور با تهدیدهای خارجی، تحریم و احتمال درگیری نظامی مواجه است، تخصیص این منابع باید به حوزه‌های حیاتی‌تری مانند تقویت زیرساخت‌های دفاعی، امنیتی و پایداری اقتصادی منتقل شود. ادامه این روند در صنعت فولاد، یعنی تزریق یارانه هنگفت به یک ساختار پرمصرف و ناکارآمد، به هیچ‌وجه قابل دفاع نیست.

ساختار فعلی تولید فولاد در ایران به شدت وابسته به روش احیای مستقیم و مصرف گاز طبیعی است؛ به‌طوری که بیش از ۹۰ درصد فولاد کشور با استفاده از آهن اسفنجی و گاز تولید می‌شود. این وابستگی شدید در شرایط بحران انرژی، عملا امنیت تولید را با تهدید مواجه کرده و باید هر چه سریع‌تر تنوع در روش‌های تولید در دستور کار قرار گیرد. استفاده بیشتر از قراضه و کوره‌های قوس الکتریکی، توسعه ظرفیت کوره‌های بلند و حرکت به‌سوی فناوری‌های کم‌مصرف‌تر نه تنها امنیت انرژی کشور را افزایش می‌دهد، بلکه امکان تداوم تولید را در شرایط محدودیت‌های گازی، تحریم یا حتی جنگ فراهم می‌سازد.

از سوی دیگر، داده‌های مالی شرکت‌های بزرگ فولادی نشان می‌دهد که تمرکز بر صنایع پایین‌دستی، علاوه بر مصرف کمتر انرژی، سودآوری بسیار بالاتری دارد. طبق صورت‌های مالی سال ۱۴۰۳ شرکت فولاد مبارکه، حاشیه سود محصولات نهایی بسیار چشم‌گیر است. این حاشیه سود برای محصولات سرد به ۳۹/۹ درصد، برای محصولات گرم به ۳۵/۷ درصد، برای محصولات پوشش‌دار به ۳۵ درصد و برای تختال به ۲۷/۱ درصد می‌رسد. در حالی که شرکت فولاد خوزستان، با فعالیت بیشتر در بخش محصولات نیمه‌ساخته و مواد اولیه فعال، حاشیه سود بسیار پایین‌تری دارد. به عنوان مثال، حاشیه سود این شرکت برای بیلت و بلوم برابر با ۱۰/۳ درصد، برای اسلب برابر با ۱۲ درصد، برای آهن اسفنجی برابر با ۱۷/۳ درصد و برای گندله تنها ۴ درصد است. این تفاوت آشکار نشان می‌دهد که آینده سودآور صنعت فولاد نه در خام‌فروشی، بلکه در توسعه زنجیره ارزش و تولید محصولات نهایی است.

علاوه بر سودآوری بالاتر، حرکت به سوی صنایع پایین‌دستی از منظر امنیتی نیز اهمیت دارد. واحدهای بزرگ فولادی با تمرکز جغرافیایی بالا، در شرایط جنگی یا حملات دشمن به راحتی می‌توانند هدف قرار گیرند اما توسعه واحدهای کوچک‌تر، چابک‌تر و منطقه‌ای در بخش پایین‌دستی، علاوه بر اینکه انرژی کمتری مصرف می‌کنند و سودآوری بیشتری دارند، امنیت تولید کشور را نیز افزایش می‌دهند. پراکندگی جغرافیایی و مقیاس کوچک این واحدها باعث می‌شود در شرایط بحران، تاب‌آوری بیشتری داشته باشند و کشور را از وابستگی به چند نقطه حساس خارج کنند.

در نهایت، مسیر آینده صنعت فولاد ایران باید با تصمیم‌گیری شجاعانه و تغییرات ساختاری همراه باشد. حذف تدریجی یارانه انرژی و تخصیص آن به حوزه‌های دفاعی و زیرساختی، تنوع‌بخشی به روش‌های تولید برای کاهش وابستگی به گاز و ارتقا امنیت انرژی و تمرکز جدی بر توسعه صنایع پایین‌دستی برای افزایش سودآوری و ارزآوری، سه محور اصلی این تحول هستند. تاخیر در این اصلاحات، تنها وابستگی کشور را افزایش می‌دهد و ظرفیت تاب‌آوری اقتصادی و صنعتی را تضعیف می‌کند. اکنون زمان تصمیم‌گیری است؛ تصمیمی برای عبور از صنعتی پرهزینه، ناکارآمد و آسیب‌پذیر، به‌سوی ساختاری هوشمند، سودآور و مقاوم.

اندیشکده پیشرفت صنعتی ایران (پیشران)، یادداشت‌های تحلیلی متعددی را در حوزه صنایع فولادی تهیه کرده است. اگر به آشنایی با با عوامل موثر بر سیاست‌گذاری‌های این صنایع علاقه‌مند هستید، شما را به مطالعه یادداشت‌‌های تحلیلی زیر دعوت می‌کنیم:

اندیشکده پیشران نیم‌رخ