به گزارش پیشران، سعید شجاعی (معاون برنامهریزی، نوآوری و هوشمندسازی وزارت صنعت، معدن و تجارت)، در یادداشتی با عنوان واقعیت قیمت انرژی در صنعت ایران به چالش این روزهای صنعت کشور پرداخته است. در ادامه، به ارائه خلاصهای از این یادداشت میپردازیم و در انتها آن را بررسی میکنیم.
با وجود ظرفیتهای بالای ایران در حوزه انرژی، کشور با چالشهای جدی در این حوزه مواجه است. باور عمومی مبنی بر بهرهمندی صنایع از یارانههای انرژی با واقعیتهای میدانی و دادههای رسمی مغایرت دارد؛ چراکه از سال ۱۴۰۰ به بعد، صنایع نه تنها از انرژی ارزان محروم بودهاند، بلکه هزینههایی بالاتر از تعرفههای مصوب پرداخت کردهاند. این وضعیت در کنار تحریمها، نوسانات ارزی، افزایش هزینههای تولید و گمرکی، فضای دشواری برای صنعت ایجاد کرده و مزیت رقابتی انرژی ایران را تضعیف کرده است.
هزینه اعمالی و اعلامی برق در بخش صنعت
پس از اجرای «قانون مانعزدایی از توسعه صنعت برق»، تعرفه برق صنعتی بیش از ۳۰۰ درصد افزایش یافته است. اکنون صنایع مجبور به تامین برق از منابعی مانند بورس انرژی یا خودتامینی هستند و هزینههایی بسیار بالاتری از تعرفههای مصوب را متحمل میشوند. علاوه بر این، هزینههای ترانزیت، مالیات بر ارزش افزوده، عوارض و مابهالتفاوت اجرای قانون نیز بر دوش صنایع است.
بررسیها نشان میدهد که ۸۵ درصد هزینههای صنایع مربوط به تامین و ترانزیت برق است اما بخشی از این هزینهها (مانند خرید برق سبز و غیرسبز) در محاسبات رسمی و قبوض منعکس نمیشود. در ماههای گرم سال، این فشار با محدودیتهای تامین برق تشدید میشود. بهطور متوسط، هزینه واقعی برق صنایع ۳ برابر تعرفه اعلامی (ECA) است و در صنایع انرژیبر حتی به ۷ برابر میرسد. این مسئله نشاندهنده شکاف عمیق بین تعرفههای اعمالی و مصوب است.
هزینه اعمالی و اعلامی گاز در بخش صنعت
وضعیت گاز صنعتی نیز مشابه برق است. در چهار سال اخیر، تعرفه اعلامی گاز ۲۶۳ درصد افزایش یافته، اما هزینه واقعی پرداختی صنایع ۱/۴ برابر این تعرفه است. بهطور مثال، صنایع فولادی حدود ۱۵/۶ سنت به ازای هر مترمکعب گاز پرداخت میکنند. در حالی که نرخ خوراک پتروشیمی ۱۸ سنت است. این نشان میدهد یارانه گاز برای صنایعی مانند فولاد ناچیز است. در شرکت فولاد مبارکه، سهم انرژی از هزینه تولید از ۷/۹ درصد در سال ۱۴۰۱ به ۲۲ درصد در ۱۴۰۴ رسیده است.
آیا انرژی (برق) تخصیصی به صنایع در کشور ارزان است؟
بررسیها نشان میدهد که ادعای ارزانی برق صنعتی در ایران با واقعیت تطابق ندارد. چراکه صنایع با محدودیت ۹۵ درصدی در تخصیص برق مواجه هستند و هزینه پرداختی آنها بین ۱/۱۲ تا ۶/۹ سنت بر کیلوواتساعت (بسته به نوع صنعت) متغیر است؛ رقمی که برای صنایع انرژیبر مانند فولاد به مراتب بالاتر از تعرفههای اعلامی است. در مقایسه با میانگین قیمت برق در منطقه (۷/۸ سنت)، قیمت واقعی پرداختی صنایع ایران (بهویژه فولاد با ۶/۹ سنت) نهتنها تفاوت معناداری با قیمتهای منطقه ندارد، بلکه در برخی موارد حتی بیشتر نیز هست. این موضوع تحمیل هزینههای قابلتوجه به صنایع در شرایط ناترازی انرژی را نمایش میدهد.
تاثیرات هزینههای انرژی بر رقابتپذیری صنعتی
صنایع ایران با فشارهای چندجانبهای مواجه هستند که توان رقابتی آنها را به شدت تضعیف کرده است. افزایش ۳۰۰ درصدی تعرفه برق در چهار سال اخیر، قطعیهای مکرر انرژی و رشد سهم هزینه انرژی در تولید (از ۷/۹% به ۲۲% در فولاد مبارکه) موجب کاهش سالانه ۲-۳ میلیون تنی تولید فولاد شده است. در بخش پتروشیمی نیز که زمانی انرژی مزیت رقابتی محسوب میشد، اکنون به عاملی کاهنده در سودآوری تبدیل شده است.
مقایسهها نشان میدهد قیمت واقعی انرژی پرداختی توسط صنایع ایران در حال نزدیک شدن یا حتی پیشی گرفتن از میانگین منطقهای (۷/۸ سنت برای برق) است. این روند، همراه با نوسانات ارزی، مالیاتهای سنگین و شکاف فناوری، نه تنها تولید داخلی را تهدید میکند، بلکه موقعیت صادراتی کشور را نیز به خطر میاندازد. بدون حمایتهای هدفمند، ادامه این روند میتواند به کاهش بیشتر رقابتپذیری صنعتی ایران در منطقه منجر شود.
ضرورت بازاندیشی در سیاستگذاری انرژی صنعتی
واقعیات کنونی نشان میدهد صنعت ایران دیگر از یارانه انرژی برخوردار نیست و افزایش هزینههای انرژی همراه با محدودیتهای تامین، به چالشی اساسی تبدیل شده است. سیاستهای اصلاح قیمتی اخیر بدون توجه به پیامدهای عملیاتی برای صنعت و بدون برنامهریزی جبرانی، هم مزیت نسبی انرژی را از بین برده و هم با فشار مضاعف بر تولیدکنندگان، رشد صنعتی را کند کرده است. برای جلوگیری از آسیب بیشتر، هرگونه اصلاح قیمت باید همراه با راهکارهای حمایتی و برنامههای جامع بهبود بهرهوری انرژی، نوسازی تجهیزات و مدیریت مصرف باشد. بدون این رویکرد و مشارکت فعال صنایع در تصمیمسازی، مزیت انرژی کشور از فرصت به تهدید تبدیل خواهد شد.
منابع:
نقد پیشران: یارانه انرژی در صنعت ایران وجود دارد یا خیر؟
با وجود مطرح شدن نکات مهم در یادداشت بالا، نقدهایی به محتوای آن وجود دارد که در ادامه به آنها میپردازیم.
یارانه انرژی به طور کامل حذف نشده است
دادههای یادداشت نشان میدهد قیمت پرداختی صنایع (مثلا ۶/۹ سنت برای برق فولاد) هنوز پایینتر از میانگین منطقهای (۷/۸ سنت) است. این شکاف حتی اگر کوچک باشد، وجود یارانه پنهان را رد نمیکند. در مورد گاز هم پرداخت ۱۵/۶ سنت در مقابل نرخ خوراک پتروشیمی (۱۸ سنت)، نشاندهنده یارانه حداقلی است و نبود کامل آن را رد نمیکند.
تعمیم آمار به تمام صنایع
در یادداشت به این موضوع اشاره میشود که هزینه واقعی برق در صنایع انرژیبر ۷ برابر تعرفه مصوب است. این ادعا ضمن عدم شفافیت، سوالات زیر را مطرح میکند:
- آیا هزینههای جانبی مانند سرمایهگذاری در زیرساخت خودتامینی محاسبه شده است؟
- آیا دادهها تمام بخشهای صنعتی را پوشش میدهد یا فقط واحدهای خاص؟
تمرکز صرف بر آمار فولاد مبارکه (۲۲% سهم انرژی در هزینه تولید)، منطقی نیست. صنایع کمانرژیتر ممکن است هزینههای بسیار کمتری متحمل شوند.
بیتوجهی به دیگر عوامل کلیدی موثر بر هزینهها
تحریمها، افزایش نرخ ارز، ناکارآمدی لجستیکی و بسیاری از عوامل دیگر بر روی کاهش مزیت انرژی صنایع موثر هستند. به عنوان مثال، صنعت پتروشیمی ایران با وجود کاهش سود، هنوز نسبت به رقبای منطقهای مزیت هزینه انرژی دارد.
علاوه بر این، صنایع ایران یکی از پرمصرفترینها در جهان هستند. راندمان پایین نیروگاهها، سیاست قیمتگذاری دستوری و کمبود سرمایهگذاری صنایع در بهینهسازی مصرف طی دهههای گذشته، همگی از دلایل کمرنگتر شدن اثر یارانه انرژی بر روی سودآوری صنایع هستند.
اگرچه فشار هزینه انرژی بر صنایع ایران، یک موضوع جدی است اما نباید این مسئله را به طور ناقص مورد بررسی قرار داد و از مشکلات ساختاری در حوزههای دیگر غفلت کرد.




